امام رضا(ع)
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1391 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
 

 

سکوت و دم فرو بستن از کلام نابجا از درهای حکمت است و محبّت دیگران را جلب می کند و راهنمای انسان بر هر امر خیری است.




طبقه بندی: گزیده ای از سخنان امام رضا (ع)، 
برچسب ها: 10نکته ازامام رضا(ع)، نکانت امام رضا، امام رضا، نکته، نکات، حرم، گزیده ی سخنان امام رضا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
 
آغاز

سابقه تشیع در میان ایرانیان به دوران رسول اعظم الهی می‌رسد. با آنکه دوران پیشوایان پاک شیعه به لحاظ حاکمیت دشمنان کینه‌توز اسلام و اهل‌بیت، از سیاه‌ترین بسترهای تاریخ تشیع به شمار می‌آید. اما بهره‌های علمی و معنوی ایرانیان از رهبران معصوم و یاری آنان در مآخذ تاریخی چشمگیر است. این ریشه‌ی اعتقادی که برگرفته از حس حق‌جویی و آزاد منشی ایرانی است، چنان استقبالی[1] را از امام رضا علیه السلام در شهر‌های ایرانی به نمایش گذاشته است. که در بستر تاریخ به عنوان یک سند افتخار جاویدان خواهد ماند. وصف یاران ایرانی امام رضا و حتی آوردن نام همه‌ی آنان در یک نوشتار دشوار است. از این رو در این نوشته به معرفی آن دسته از یاران ایرانی حضرت امام رضا علیه السلام که آغاز نامشان با حرف الف باشد، به گونه‌ای کوتاه بسنده می‌شود.

1. ابراهیم بن محمد همدانی – مولی همدانی[2]

معروفیت او به این نام از آن روست که حضرت امام رضا علیه السلام در نوشته از وی به مولی همدانی یاد می‌کند. وی از دلباختگان امامت و ولایت به شمار می‌آید؛ زیرا نام مولی همدانی در زمره‌ی یاران سه معصوم دیده می‌شود.[3] و این افتخاری است که او را از دیگر همگنان خود برجسته می‌سازد. پس از شهادت امام رضا علیه السلام از امام جوادعلیه السلام بهره می‌برد. و پس از آن حضرت نیز در گروه یاران امام علی‌النقی علیه السلام جای می‌گیرد. ابراهیم بن محمد در زمره‌ی وکلای امام هادی علیه السلام است.[4] او چهل بار به زیارت خانه خدا می‌رود.

کشّی درکتاب رجال خود، بعد از توثیق ابراهیم بن محمد همدانی می‌نویسد: حدیث کرد برایم أحمد بن محمد، از ابراهیم بن محمد همدانی که گفت: «حضرت ابوجعفر – امام جواد به پدرم نوشت که برای ایشان توطئه‌ای که سمیع – (از دشمنان تشیع) در حقم مرتکب می‌گردد «بنویسم» برای حضرت نوشتم. امام با خط مبارک خود برای من نوشتند: «اندوهگین مباش، خداوند تو را در برابر ستمکاران یاری می‌کند، من نیز تو را به یاری پروردگار بشارت می‌دهم. پاداش معنویت هم نزد خداوند کریم محفوظ است. پس آفریدگارت را فراوان ستایش نما و هرگز از یادش غافل مباش.[5]

2. ابراهیم بن اشعری قمی

وی نخست پروانه‌ی شمع وجود موسی بن جعفر است. پس از شهادت آن حضرت در زمره یاران امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در می‌اید و نزد حضرتش به کسب دانش و تهذیب نفس می‌پردازد.[6]

او از ویژه عالمانی است که پرورش شخصیت او مرهون تلاش امام معصوم می‌باشد و برای همین از هردو بزرگوار روایت می‌کند. با همکاری برادرش فضل بن محمد کتابی می‌نویسد که حسن بن علی بن فضّال از آن روایت می‌نماید.[7]

3. ابراهیم بن ابی‌محمود خراسانی، معروف به مولی خراسانی

پند هایی از امام رضا علیه السلام

از این رو که ایرانی است و هم شخصیتی برجسته دارد. در کشورهای عربی به مولی خراسانی شناخته می‌شود. از یاران موسی بن جعفرعلیه السلام شمرده می‌شود. اما پس از شهادت آن حضرت در صف یاران امام علی بن موسی الرضا علیه السلام قرار می‌گیرد.[8] عالمانی چون نجاشی و شیخ طوسی موثقش می‌خوانند. کتابی هم داشته که أحمد بن عیسی آن را روایت می‌کند.[9]

4. ابراهیم بن سلام نیشابوری (ابن سلامه)

وی راوی حدیث و از وکلای امام به شمار می‌اید. برخی صلاحیتش را انکار می‌کنند و برای همین نیز به سمت وکالتش از سوی امام هم به دیده تردید می‌نگرند. حدیثش را هم معتبر نمی‌دانند. اما بزرگانی چون شیخ طوسی، علامه حلی، نه در صلاحیتش تردید دارند، و نه اعتبار روایتش، وکالتش از سوی امام را نیز تایید می‌کنند و سمت وکالت از جانب معصوم را بر صلاحیت و درستی گفتارش دلیل می‌آورند.[10]

بی‌شک ابراهیم بن سلام(سلامه) نیشابوری در زمره یاران فرهیخته‌ی امام رضا علیه السلام است، زیرا غالب سخنان منفی که درباره شخصیت‌های برجسته‌ی شیعی در تاریخ اسلام به چشم می‌آید. بر اساس شایعات و انگیزه های سیاسی دشمنان اهل بیت رخ می‌نماید. با کمی ژرف بینی در تاریخ روشن می‌شود که شخصیت‌های شیعی هرچه برجسته تر و در خدمت به اهداف اهل‌بیت به توفیقاتی فزون‌تر دست یابند، تبلیغات دشمنان نیز در تخریب چهره آنان حجم و گسترش بیشتر خواهد داشت.

5. ابوخالد سجستانی

از یاران امام رضا علیه السلام، راوی حدیث است.[11] شیخ طوسی بر این مطلب تایید دارد. چون شهادت حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام در زندان هارون مظلومانه و محرمانه رخ می‌نماید. نخست بسیاری از شیعیان و حتی نزدیکان امام شهادتش را باور نمی‌کنند. اما با گذشت زمان هریک از راهی شهادت امام را به عنوان یک واقعیت تلخ می‌پذیرند به جزگروهی که در آرزوی رسیدن به رفاه و لذایذ دنیا با اموال و وجوهات شرعی، در دام نیرنگ حکومت عباسی گرفتار می‌ایند و امامت امام هشتم را انکار می‌نمایند. بقیه نزد امام رضا علیه السلام می‌روند و به امامتش ایمان می‌آورند. از این رو عدم پذیرش شهادت امام کاظم علیه السلام از سوی یاران خالص آن بزرگوار را می‌توان دلیل بر دید باز و ذهن کاوشگر آنان دانست، نه تردید در امامت امام رضا علیه السلام.

شیخ ابوالعباس کشی نیز، ابوخالد سجستانی را در زمره‌ی همین دسته از یاران امام معرفی کرده و نقل می‌کند که ابو خالد سجستانی به گمان اینکه امام موسی بن جعفرعلیه السلام زنده است. به جمع واقفیه می‌پیوندد و سپس با بهره از دانش ستاره شناسی که بی‌شک نزد امام آموخته است، به شهادت امام کاظم علیه السلام یقین می‌نماید و در صف یاران امام رضا علیه السلام در می‌آید.[12]

6. ابوطاهر بن حمزة بن الیسع قمی

او ثقه و راوی حدیث است. نجاشی او را از یاران امام رضا و راوی حدیث آن حضرت می‌داند.[13]

7. أحمد بن عامر

یار فرهیخته‌ی امام رضا علیه السلام است.[14] جد بزرگوارش «وهب بن عامر» از مردان جاوید تاریخ تشیع به شمار می‌آید. به سال 61 هجری دریاری امام حسین علیه السلام به شهادت می‌رسد. أحمد بن عامر راوی حدیث نیز هست، پسرش عبدالله بن أحمد از وی روایت می‌کند.[15]

8. ادریس بن عبدالله اشعری قمی

حکایت هایی از امام رضا (ع)

دانشمند و دارای کتاب است. از زکریا حسین بن عثمان و برادرش عبدالملک از او روایت می‌کنند. دانش او مرهون بهره گیری از حضرت امام صادق علیه السلام، امام کاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام است.[16] بی‌شک فردی که دانش خود را از سه معصوم آموخته باشد. در گفتار ثقه و در رفتار و کردار نیز قابل الگوگیری است.

9. ادریس بن حسین اشعری قمی

این راوی ثقه شمرده می‌شود. نزد امام رضا علیه السلامشرفیاب می‌گردد و به فراگیری دانش می‌پردازد و از آن حضرت روایت می‌کند.[1علیه السلام ]

10. ادریس بن یقین

وی اهل خراسان و از یاران امام رضا علیه السلام است.[18]

پیش از امام رضا علیه السلام نیز چندی به محضر حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام می‌رسد و از آن حضرت بهره‌ می‌گیرد. اما بیشترین دوران بهره‌گیری او نزد امام رضا علیه السلام است. شیخ طوسی هم او را در شمار یاران ابوالحسن علیه السلام نام می‌برد.[19]

11. اسحاق بن ابراهیم حضینی

در شمار یاران امام رضا علیه السلام است، توسط حسن بن سعید اهوازی نزد هشتمین پیشوای شیعیان می‌رسد و از آن حضرت بهره علمی و معنوی می‌برد. در زمره روات حدیث است. از امام رضا علیه السلام روایت می‌کند.

علی بن مهزیار اهوازی و پسرش حسن بن علی اهوازی از او روایت می‌کنند. برخی وثاقتش را تایید می‌کنند.[20]

12. اسحاق بن آدم

از شیفتگان علی بن موسی الرضا علیه السلام در شهر قم به شمار می‌رود. کتابی هم داشته که در حال حاضر در دست نیست. محمد بن ابی‌الخطاب آن را روایت می‌کند.[21] به گفته ابوالعباس فضل بن حسان دالانی، کتاب اسحاق ابن آدم، مورد نقل محمد بن الحسین بن ابی‌الخطاب نیز هست.[22]

13. ادریس بن زید

یار امام رضا علیه السلام، جلیل القدر و درست گفتار است.[23] شیخ صدوق در کتاب "مَن لایَحضُرُهُ الفقیه" به دو طریق از او روایت می‌کند.[24]




برچسب ها: یاران ایرانی امام رضا علیه‌السلامآغاز، یاران ایرانی، یاران امام رضا، امام رضا، یارهای واقعی امام رضا، امام رضا و یاران، امام و یاران،
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ ...




برچسب ها: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ ...، امام رضا وسیره ی اخلاقی، حرم، حرم امام رضا، امام دوست دارم، امـام رضـا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 مهر 1391 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
زیارت

این روزها شور عجیبی در مشهد به پاست . خوش به حال زائران آقا که در حریم حرم ثانیه هایشان را سپری می کنند

اگر دلت هوایی مشهد الرضا شد . فرقی نمی کند دور باشی یا نزدیک. فقط کافی است بگویی :

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام علیک یابن فاطمه الزهـــــرا ...

پ.ن : این عکس مربوط به میدان شهدای مشهد است که این خانواده رو به حرم ایستاده اند وبه امام رضا (ع) ادای احترام می کنند





برچسب ها: زیارت، خم کردن کمر، السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا، با ضامن اهو، سجده بر امام، خداحافظی از حرم، شهدای مشهد،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
سلام .شما می توانید دل نوشته های خودتان را به این وبلاگ ارسال کنید.وماهم تو وبلاگ میگذاریم.


برچسب ها: دل نوشته، دل نوشته امام رضا، ارسال دل نوشته، مسابقه دل نوشته، وبلاگ امام رضا، امام رضا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند




طبقه بندی: شعری در مورد امام رضا (ع) از قیصر امین پور، 
برچسب ها: شعری از قیصرامین پور در وصف امام رضا (ع)، قیصر امین پور، قیصر امین پوروامام رضا، امام رضا، شعر امام رضا(ع)، امام دوست دارم،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

حیات اجتماعی امام رضا علیه السلام

دوران حیات امام هشتم اوج گیری گرایش مردم به اهل بیت و دوران گسترش پایگاههای مردمی این خاندان است.

چنان كه می دانیم امام از پایگاه مردمی شایسته ای برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت می كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم می راند... نشانه ها و شواهد تاریخی ثابت می كند كه (در این دوران) پایگاه مردمی مكتب علی علیه السلام از جهت علمی و اجتماعی تا حدی بسیار رشد كرده و گسترش یافته بود. در آن مرحله بود كه امام علیه السلام مسئولیت رهبری را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا علیه السلام دو مرحله فعالیت در سالهای خلافت هارون و سالهای خلافت مامون را می توان از یكدیگر جدا كرد و برای هر یك از این دو مرحله ویژگیهای متمایز از دیگری یافت، اما اگر به ویژگی عمومی این دوران بنگریم، خواهیم دید «هنگامی كه نوبت به امام هشتم علیه السلام می رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شیعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسیار زیاد است كه منتهی می شود به مسئله ولایتعهدی. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهایت تقیّه زندگی می كردند. یعنی كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهی با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعی كه در باره امام هشتم در دوران ولایتعهدی آن طور حرف می زند دفعتاً از زیر سنگ بیرون نیامده. جامه ای كه دعبل خزاعی می پرورد یا ابراهیم بن عباس را كه جزو مداحان علی بن موسی الرضاست، یا دیگران و دیگران این جامعه بایستی در فرهنگ ارادت به خاندان پیغمبر سابقه ای نداشته باشد. آنچه در دوران علی بن موسی الرضا علیه السلام یعنی ولایتعهدی پیش آمد نشان دهنده این است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهای آنان نسبت به اهل بیت در دوران امام رضا علیه السلام خیلی بالا بوده است. به هر حال همه اینها موجب شد كه علی بن موسی الرضا علیه السلام بتوانند كار وسیعی بكنند كه اوج آن به مساله ولایتعهدی منتهی شد».

حقیقت آن است كه در این دوران، بدی اوضاع میان امین و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگین رسالت خویش را بر دوش كشد، بر تلاشهای خود بیفزاید، و فعالیتهای خود را دوچندان كند، چه در این زمان زمینه آن فراهم گشت كه شیعیان با او تماس گیرند و از رهنمودهای او بهره جویند، و همین امر در كنار برخوردار بودن امام از ویژگیهای منحصر به فرد و رفتار آرمانی كه در پیش گرفته بود سرانجام به تحكیم پایگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمینهای مختلف حكومت اسلامی انجامید. او خود یك بار زمانی كه درباره ولایتعهدی سخن می گوید، به مامون چنین اظهار می دارد: «این مساله كه بدان وارد شده ام هیچ چیز بر آن نعمتی كه داشته ام نیفزوده است. من پیش از این در مدینه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهایم در شرق و غرب اجرا می شد و گاه نیز بر الاغ خود می نشستم و از كوچه های مدینه می گذشتم، در حالی كه در این شهر عزیزتر از من كسی نبود». در این جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بیاوریم كه به مأمون می گوید: ای امیر مؤمنان، این كه اكنون در كنار توست بتی است كه به جای خدا پرستش می شود.

در چنین شرایطی و پس از آن كه حضرت رضا علیه السلام بعد از پدر مسئولیت رهبری و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سیر و گشت پرداخت و نخستین مسافرت را از مدینه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقیم با پایگاه های مردمی خود دیدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنین بود كه پیش از آن كه به منطقه ای حركت كند، نماینده ای به دیار گسیل می داشت تا مردم را از ورود خویش آگاه كند تا وقتی وارد شهر می شود مردم آماده استقبال و دیدار با او باشند. سپس با گروههای بسیار بزرگ مردم اجتماع بر پا می كرد و در باره امامت و رهبری خود با آنان گفتگو می فرمود. آنگاه از آنان می خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمینه های گوناگون معارف اسلامی بدهد. سپس می خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگویان، همچنین با دانشمندان غیر مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا علیه السلام به همه این فعالیتهای آشكار مبادرت نمی كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمی رفتند تا بتوانند مستقیم و آشكار با پایگاه های مردمی خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا علیه السلام این مسئله امری طبیعی بود، چرا كه پایگاههای مردمی بسیار شده و نفوذ مكتب امام علی علیه السلام از نظر روحی و فكری و اجتماعی در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همیاری می كردند افزایش یافته بود.

پس از آنكه امام مسئولیت امامت را به عهده گرفت همه توانایی خود را در آن دوره، در توسعه دادن پایگاههای مردمی خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پایگاهها و همدلی آنان با كار امام به این معنی نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پیشرفتها و افزایش پایگاه های مردمی، امام بخوبی می دانست و اوضاع و احوال اجتماعی نشان می داد كه جنبش امام علیه السلام در حدی نیست كه حكومت را در دست گیرد، زیرا با پایگاههای گسترده ای كه حضرت داشت، گرچه از او حمایت و پشتیبانی می كردند، اما نظیر این پایگاهها به این درد نمی خورد كه پایه حكومت امام علیه السلام گردد. چه، پیوند آن با امام پیوند فكری پیچیده و عمومی بود و از قهرمانی عاطفی نشانی داشت. این همان احساسهای آتشین بود كه روزگاری پایه و اساسی بود كه بنی عباس بر آن تكیه كردند و برای رسیدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبیعت آن پایگاه ها و مانند های آن به درد آن نمی خورد كه راه را برای حكومت او و در دست گرفتن قدرت سیاسیش هموار سازد.

امام رضا علیه السلام در این مرحله خود را آماده آن می كرد تا مهار حكومت را به دست گیرد، اما با شكلی كه خود مطرح كرده بود و می خواست نه در شكلی كه مأمون اراده می كرد و در آن شكل ولایتعهدی را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

این تصویری است از دوران امام كه می تواند در تفسیر دو رخداد مهم یعنی مسئله ولایتعهدی و نیز مسئله پیشنهاد خلافت به امام از سوی مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبیری دیگر، می توان گفت تنشهای موجود در آن زمان هنوز باقیمانده هایی از طوفانی بود كه از چند دهه قبل علیه حكومت اموی و از سوی دو خاندان مهم علوی و عباسی بر پا شده بود. در میان چنین طوفانی بود كه قدرت طلبان خاندان عباسی بر اسبهای لجام گسیخته خود می نشستند و هر گونه كه می خواستند به سوی هدف خود - و با این دیدگاه كه هدف وسیله را توجیه می كند - می رانند و گاه هم در این هیاهو و در غیاب دیده های مردم خنجری هم از پشت به خاندان علوی می زدند و پس از آن میوه ای را كه در دست مجروح این خاندان بود، به زور و به چنگال نیزه نیرنگ در می ربودند.

خاندان عباسی از سویی از نام «آل محمد» سوء استفاده می كرد، چندان كه گاه به خاطر نزدیكی طرز كار یا تبلیغاتشان با آل علی، در مناطق دور از حجاز این گونه وانمود می كردند كه همان خط آل علی هستند. حتی لباس سیاه بر تن كردند و می گفتند: این پوشش سیاه لباس ماتم شهیدان كربلا و زید و یحیی است، و عده ای حتی از سرانشان، خیال می كردند كه دارند برای آل علی كار می كنند.

از سویی دیگر نیز همین خلفای خاندان عباسی از همان روزهای نخست سلطه خود كاملاً میزان نفوذ علویان را می دانستند و از آن بیم داشتند. سختگیریهایی كه از همان دوران آغازین حكومت عباسی علیه بذ الحسن به عمل آمد، گواهی بر این ترس و وحشت عباسیان از اهل بیت و علاقه مردم به آنان است. گواهی دیگر آن كه آورده اند: منصور هنگامی كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهیم - از علویان - مشغول بود شبها را نمی خوابید، حتی در همین زمان دو كنیز برای او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نیست و مرا با آنان كاری نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهیم از آن من و یا سر من از آن ابراهیم می شود. او در همین جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزونی اندوه نمی توانست درست سخن خود را پی گیرد.»

این نگرانی در دوران پس از منصور نیز ادامه یافت و نگرانی مهدی و هارون عباسی بیش از منصور بود، چندان كه در همین دوران امام كاظم علیه السلام آن زندانهای سخت خود را گذراند. پس از این دو، نوبت به مأمون رسید. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرین تر بود. چه، شورشها و فتنه های فراوانی سرتاسر ولایتها و شهر های بزرگ اسلامی را در برگرفته بود تا جایی كه مأمون نمی دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او می دید و از این رنج می برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهایی قرار گرفته كه از هر سو بر آن می تازد.

مأمون در كنار این ترس و نگرانی از هوشی سرشار، فهمی قوی، درایتی بی سابقه، شجاعتی كم نظیر و جدیتی راهگشا بهره مند بود و اینها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاری تازه بر روی صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه ای بزرگ رویاروی سازد و مسئله ولایتعهدی را پیش آورد، هرچند در این زمینه نیز، تدبیر امام علیه السلام او را ناكام ساخت.

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید



ادامه مطلب
طبقه بندی: حیات اجتماعی امام رضا (ع)، 
برچسب ها: حیات اجتماعی امام رضا (ع)، حیات اجتماعی امام، حیات اجتماعی امام رضا، حیات، زندگی امام رضا، امام رضا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

سیره اخلاقی امام رضا علیه اسلام

اخلاق فردی:

اخلاق، یکی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و کاشف کیفیت ذات، و درون

اوست. امام رضا علیه السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب

دوستی عام و خاص را، به خود جلب کردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و

بی مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود که خود آن

حضرت، یکی از نگهبانان و امانت داران و وارثان اسرار آن به شمار می رفت. از ابراهیم

بن عباس صولی ( 1) نقل شده، که گفته است:

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کنند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن، قطع

کند.

هرگز درخواست کسی را ،که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی کردند.

هرگز در برابر همنشین تکیه نمی کردند.

هرگز او را ندیدم،که غلامان و بردگان خود را بد گویند.

هرگز او را ندیدم، که آب دهان بیندازند.

هرگز او را ندیدم، که قهقهه بزند، بلکه خنده اش تبسم بود.

تا آنجاکه می گوید : هر که بگوید در فضلیت، کسی را مانند او دیده، از او باور

( نکنید.( 2

نقل شده زمانی که امام رضا عل یه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون

روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده

ایشان با ساده ترین پوشش و با لباسی که مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این

لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از کتان ک ه به سربسته بود که

یک طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به

دست داشتند، در حالی که کفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را

دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.

زهدامام علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضائل بود ند، به طوری که تمام

صفات عالی در ایشان جمع شده بود . خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از

صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود که از میان پیامبران ممتاز

بودند. ایشان درباره زهد به نقل از پدرانشان می فرمودند زاهد آن است که حلال دنیا را

( از ترس حساب و کتاب و حرام دنیا را از ترس عقاب ترك می کند.( 3

محمد بن عباد ( 4) درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می گوید: پوشش ابوالحسن علیه

السلام در طول تابستان همواره یک بوریا بود . ایشان در طول زمستان با همه عظمت و

وقاری که داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت گذاری و یا این که

رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می کردند مگر آن که می خواستند

( پیش مردم و به دیدن آنها بروند که در آن وقت بهترین لباس خود را می پوشیدند.( 5

امام می فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی توان نسبت به آن بی توجه بود

حرمت مومن ایجاب می کند که انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت

( کند و مقید باشد که پاکیزه و خوش لباس باشد.( 6

از دلائلی که امام رضا علیه السلام نزد مردم، لباس خوب می پوشیدند این بود که اگر

ظاهر انسان تمیز و پاکیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می برند و تحت تاثیر

وی قرار می گیرند. هم چنان که از دیدن یک انسان کثیف و آلوده حالشان دگرگون

می شود، ایشان لباس زیبا و پاکیزه می پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و

پاکیزگی را در کنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند که مومن از مال حلال

در ح د شأنش می تواند از امکانات این دنیا استفاده کند . همچنین نقل شده : در محیط

خانه امام رضا علیه السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت

استفاده نمی کردند، مگر این که خود را به عود هندی خام بخور می دادند.

گوشه گیری از دنیا و ساده زیستی برجسته ترین صفات امام رضا علیه السلام بود . تمام

راویان متفق القولند که وقتی آن حضرت ولیعهد مامون شدند هیچ توجهی به جنبه

قدرت و عظمت آن نداشتند . نقل شده زمانی که امام رضا علیه السلام مجبور به

پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام

علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده ترین پوشش و با لباسی که مخصوص

نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه

سفیدی از کتان که به سربسته بود که یک طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان

دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی که کفش برپا نداشتند چون

( همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.( 7

نمونه دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود که در دوران ولایت عهدی

وتصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یک از غلامانشان دستور نمی داد ند که

کارهای ایشان راانجام دهند.

روایت شده که وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این که به کسی دستور بدهند حمام

را برای ایشان آماده کنند، تنفر داشتند و خود کارهای شخصی خویش را انجام

می دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می رفتند و از

( نزدیک با مردم معاشرت داشتند.( 8

عبادت عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است . انسان کامل به هر اندازه به خدا

نزدیک تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی اش در مقابل خدا بیشتر می گردد، چنین

کسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه

ابدیت می باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست، محور اصلی

زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست، شدت توجه به خدا موجب شده بود که

آنها لحظه ای از حق غافل نشوند ، به طوری که اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا

( بیداری به آنها دست می داد آن را برای خود گناه به حساب می آوردند.( 9

از دیگر ویژگی های آن حضرت این بود که هر دعایی را که شروع می کردند صلوات بر

محمد و آل او می فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می فرستادند، شب ها

موقعی که می خواستند بخوابند قرآن تلاوت می کردند، موقعی که به آیه ای می رسید ند

پناه می برم » : که در آن از بهشت و دوزخ سخن می گفتند گریه می کردند و می فرمودند

آن حضرت هر سه روز یک بار تمام قرآن را تلاوت می کردند. ،« به خدا از آتش دوزخ

به همین دلیل همواره آنان را می بینیم که در وادی شکر الهی اظهار عجز می کنند و با

این همه از خوف الهی لابه می کنند و این نشان دهنده تواضع و فروتنی آنها در مقابل

ذات احدیت است.

پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود که نه تنها مردم، بلکه دشمنان نیز

به آن اعتراف می کردند، ایشان همه فکر و اندیشه شان، حفظ دین خدا و اجرای

وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهیزگاری و عبادت کردن

می دانستند. چیزهایی که در دنیا وجود داشت، سبب نشد که ایشان از وظیفه خود دور

بیفتد، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی رغبت بودند، زهد و عبادتشان

بی نظیر بود، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت

ای زید از خدا بترس، آن چه که ما به » : نمایند ( 10 ) چنان که به برادرشان زید فرمودند

آن رسیده ایم به وسیله همین تقواست هر کس که تقوا داشته باشد و خدا را مراقب

(11)«. خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم

منابع تاریخی، امام رضا علیه اسلام را پرهیزگ اری می دانند که مکرر به زیارت خانه

خدا و انجام مناسک حج و عمره می رفتند، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و

آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می رفتند و خودشان را به

قبر شریف می چسبانیدند، در کنار قبر پیامبر صلی الله عل یه و آله شش یا هشت رکعت

نماز می خواندند در رکوع یا سجده سبحان الله سه بار یا بیشتر می گفتند، زمانی که

نمازشان تمام می شد به سجده می رفتند آن قدر سجده را طولانی می کردند که عرق

ایشان روی ریگ های مسجد می ریخت، صورت مبارکشان را روی زمین یا خاك

مسجد می گذاشتند، دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می ورزیدند و برای

( عبادت خداوند انواع رنج ها را تحمل می کردند.( 12

امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاکشان همواره قبل از هر چیز بنده خالص

خداوند بودند، و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می کردند در پرتو همین ب ندگی بود

که به ارزش های والای انسانی و مقام های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، راز و نیاز،

مناجات و سجده های طولانی شان نشان می دهد که ایشان دلداده خداست رابطه

تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاك خداوند داشتند . یکی از همراهان این بزرگوار در سفر

خراسان می گوید: به روس تایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستادند، و سجده های

طولانی به جای آوردند، او می گوید: شنیدم امام در سجده می گفتند:

خدایا اگر تو را اطاعت کنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی کنم »

حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احساس تو شریکی نداریم اگر

نیکی به من رسد از جانب تو است . ای خدای بزرگوار ! مردان و زنان با ایمان را در

(13)«. مشرق و مغرب در هر کجا هستند بیامرز

با توجه به مضمون دعاهای ائمه می بینیم دعای امامان ابتدا برای دیگران به خصوص

مومنان بود بعداً برای خودشان دعا می کردند این نشان دهنده آن است که آنها چقدر به

فکر دیگران بودند و در حق مردم مهربانی می کردند.

کسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذکر خدا همیشه بر لبانشان

جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی که وقت نماز می شد در سجده گاه

خود می نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذکرهای دیگر می گفتند و بعد از نماز

اطرافیان را نصیحت می کردند.

در مورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان، اسوه کامل عبودیت بودند و در این راه

به حدی رسیده بودند که ایشان را عاشق عبادت می دانستند . آن حضرت بسیاری از

روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب ها بیدار بودند . به طوری که در زمان ایشان و

نه بعد از آن، کسی به این درجه نرسید حتی زاهدترین افراد.

نکته مهم دیگر این که امام رضا علیه السلام بسیاری از اوقات شبانه روز به درس و

بحث مشغول بودند، فقه و علوم محمدی را به شاگردانشان درس می دادند زیرا ایشان

درس را نمونه ای از ذکر و عبادت می دانستند و زمانی که از درس دادن فارغ می شدند

( به ذکر گفتن خدا می پرداختند.( 14

اباصلت می گوید: من در سرخس به خانه ای که حضرت را تحت نظر گرفته بودند

رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت : حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست . گفتم:

چرا؟ گفت : امام (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و از نماز،

یک ساعت پیش از ظهر و نزدیک غروب فارغ می شوند و همه اوقاتشان در جای نماز

نشسته و مشغول مناجات خدا می شود. اباصلت به نگهبان می گوید در همین موقع

اجازه بگیر . اتفاقا اجازه گرفتند م ن در همان حال که ایشان انتظار نماز را داشتند به

( حضورش شرفیاب شدم.( 15

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب
طبقه بندی: سیره اخلاقی امام رضا علیه اسلام، 
برچسب ها: سیره اخلاقی امام رضا علیه اسلام، سیره اخلاقی، سیره اخلاقی امام رضا، سیره اخلاقی امام رضا(ع)، سیره اخلاقی امام هشتم، امام هشتم، سیره،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

دعای مستجاب

1- آل برمک، مخصوصاً یحیی بن خالد بر مکی برای حفظ حکومت و مقام خویش هارون عباسی را وادار کردند تا موسی بن جعفر (ع) را شهید کرد، بدین سبب امام رضا (ع) در مکه به آنها نفرین کردند، حکومت و مقامشان تار و مار گردید.

محمد بن فضیل گوید: ابوالحسن رضا (ع) را دیدم، در عرفات ایستاده و دعای می کرد. بعد سرش را پایین انداخت، (گویی چیزی به قلب مبارکش الهام شد) که وی علت سر به زیر انداختن را پرسیدند؟ فرمود: به برامکه نفرین می کردم که سبب قتل پدرم شدند. خداوند امروز دعای مرا درباره آنها مستجاب کرد، امام از مکه برگشت، چیزی نگذشت که در همان سال، هارون بر آنها خشم گرفت وتار و مارشان کرد، ۱جعفر برمکی شقه شد، پدرش یحیی به زندان رفت، بطوری متلاشی شدند که مایه عبرت مردم گشتند.

علم غیب

2- حسن بن علی بن وشا از مسافر نقل می کند: با ابوالحسن الرّضا (ع) در «منی» بودم، یحیی بن خالد با گروهی از آل برمک از آنجا گذشتند. امام صلوات الله علیه فرمود: بیچاره ها نمی دانند در این سال چه بلایی به سرشان خواهد آمد، بعد فرمود: بدانید عجیب تر از این آن است که من با هارون مانند این دو انگشت خواهم بود، آنگاه دو تا انگشت مبارک را در کنار هم گذاشت. مسافر گوید: والله من معنی این کلام را نفهمیدم مگر بعد از آنکه امام را در طوس در کنار قبر هارون دفن کردیم. ۲

لقب رضا ازخدا است

3- ابونصر بزنطی رضوان الله علیه گوید: به امام جواد صلوات الله علیه گفتم: قومی از مخالفان شما می گویند: پدرت صلوات الله علیه را مأمون، رضا لقب داد، که به ولایت عهدی راضی شد. فرمود: به خدا قسم، دروغ گفته و گناهکار شده اند. پدرم را خدای تعالی رضا لقب داده است زیرا که به خداوندی خدا در آسمانش و به رسالت رسول الله و ائمه در زمینش راضی بود.

گفتم: مگر همه پدرانت چنین نبودند؟ فرمود: آری. گفتم: پس چرا فقط پدرت به این لقب ملقب شدند؟ فرمود: چون مخالفان از دشمنانش مانند موافقان از دوستانش از وی راضی شدند و چنین چیزی برای پدرانش به وجود نیامد، لذا از میان همه به رضا ملقب گردید. ۳

ناگفته نماند: مخالفان خواسته اند با این طریق منقصتی بر آن حضرت فراهم آوردند، ولی چنانکه دیدیم این لقب از جانب خدا بوده است، درست است که همه امامان صادق، کاظم، رضا، جواد و هادی و... بودند ولی برای هر یک بمناسبتی لقب بخصوص تعیین گشته است .

حضرت ابوالحسن رضا (ع) در«نیاج»

4- ابو حبیب نیاجی ۴ گوید: رسول خدا (ص) را در خواب دیدم که به «نیاج» آمد و در مسجدی که حاجیان هر سال می آمدند نشست گویا محضر ایشان رفته و سلام کرده و مقابلش ایستادم، در پیش آن حضرت طبقی از برگ درختان خرمای مدینه بود و در آن خرمای صیحانی داشت. گویا رسول خدا مشتی از آن خرما را به من داد، شمردم هیجده تا بود، پس از بیداری خوابم را چنین تأویل کردیم که هیجده سال عمر خواهم کرد.

بعد از بیست روز در زمینی بودم که برای زراعت آماده می کردند، مردی پیش من آمد گفت: حضرت ابوالحسن رضا (ع) به «نیاج» آمده و الان در مسجد نشسته اند. در این بین دیدم که مردی به دیدار آن حضرت می روند، من هم به زیارت آن بزرگوار شتافتم، دیدم در محلی نشسته که رسول خدا (ص) را در آنجا دیده بودم، زیر آن حضرت حصیری بود مانند حصیرری که در زیر جدش بود. و در پیش وی طبقی از برگ درخت خرما و در آن خرمای صیحانی قرار داشت .

سلام کردم، جواب سلامم را داد و از من خواست نزدش بروم، مشتی از خرما به من داد که شمردم هیجده تا بود، گفتم: یابن رسول الله (ص)! زیاد بدهید، فرمود: اگر رسول خدا (ص) زیاد داده بود ما هم زیاد می دادیم «فقال لوزادکَ رسولُ اللّه لزدْناکَ» ۵.

 فضایل امام رضا(ع)اززبان ابراهیم بن عباس

5- ابراهیم بن عباس گوید: امام رضا (ع) نشد که به کسی در سخن گفتن ظلم یا جفا کند، هر که با او سخن می گفت، کلام او را قطع نمی کرد و مجال می داد تا آخر سخنش را بگوید. اگر کسی حاجت پیش او می آورد در صورت امکان ابداً او را رد و مأیوس نمی کرد. ندیدم که در پیش کسی پایش را دراز کند، و ندیدم در پیش کسی تکیه کند. ندیدم که به کسی از غلامانش فحش بدهد، ندیدم که آب دهان را به زمین اندازد، و ندیم که با صدا و قهقهه بخندد بلکه فقط تبسم می کرد.

چون سفره طعام را باز می کردند همه خدمتکاران و غلامانش را و حتی دربان را با خود در سر سفره می نشانید. شبها کم می خوابید، بیشتر بیدار می ماند، اکثر شبها از اول تا آخر احیا می کرد، بسیار روزه می گرفت، در هر ماه سه روز روزه از وی فوت نمی شد. می گفت : این روزه همه عمر است «ذلک صومُ الدّهر» .۶ در پنهانی بسیار احسان می کرد و صدقه می داد، این کار را بیشتر در شبهای ظلمانی انجام می داد، هر که گوید: نظیر او را در خوبی دیده ام، باور نکنید ۷.

 مبارزه با اسراف

6- روزی غلامانش میوه ای را خوردند ولی آن را تمام نخوردند و مقداری مانده به دور انداختند، امام صلوات الله علیه بر آنها بر آشفت و فرمود: سبحان الله، اگر شما بی نیاز هستید دیگران بدان نیازمندند، بجای انداختن، به مستمندان انفاق کنید، «سبحان الله ان کنتم استغنیتم فان اُنا ساً لم یستغنوا اطعموه من یحتاج الیه» ۸.

علم غیب

7- محمد بن سنان گوید: به آن حضرت عرض کردم: خودت را به امامت و پیشوایی مشهور کرده و در جای پدرت نشستی حال آن که از شمشیر هارون خون می ریزد؟! فرمود: قول رسول خدا (ص) به من این جرأت را داده است، آن حضرت فرمود: اگر ابوجهل مویی از سر من برکند، بدانید که من پیغمبر نیستم، و من می گویم: اگر هارون توانست مویی از سر من بگیرد بدانید که من امام نیستم. ۹

 فضیلت زیارت امام رضا(ع)

8- رسول خدا (ص) فرمود: بزودی پاره ای از بدن من در زمین خراسان دفن می شود، هیچ غمگینی او را زیارت نمی کند، مگر آن که خدا غمش را زایل می کند و هیچ گناهکاری او را زیارت نمی کند، مگر آن که خدا گناهانش را می آمرزد. «قال رسول اللّه (ص) ستّد فَنُ بضعةٌ منی بخراسان مازارها مکروب الا نفس الله کربه و لا مذنب الا غفرالله ذنوبه» ۱۰زیارت ائمه علیهم السلام مانند توبه از مکفرات است و مصداق: «ان الحسنات یذهبن السیئات» (هود: ۱۱۴) می باشد، رسول خدا (ص) این کلام را در وقتی فرموده که هنوز پدر و مادر امام هم به دنیا نیامده بودند.

امام جواد صلوات الله علیه به داوود صرمی فرمود: «من زار ابی فله الجنة» .۱۱ هر که قبر پدرم را زیارت کند اجرش بهشت است .

و در روایت دیگری فرمود: هر کس قبر پدرم را عارفاً بحقه زیارت کند ازطرف خدا بهشت او را ضمانت می کنم: «قال ابوجعفر محمد بن علی الرضا (ع) ضمنت لمن زار قبر ابی (ع) بطوس عارفاً بحقه الجّنةَ علی اللّه عزوجل» ۱۲.

سخنی گهربار

9- ثامن الائمه صلوات الله علیه فرمود: مؤمن، مؤمن (واقعی) نمی شود مگر آن که در وی سه سنت (عادت و کار) باشد: سنتی از پروردگارش ،سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است که اسرار مردم رإ؛ّّ مخفی بدارد و افشا نکند و اما خصلتش از پیامبر آن است که با مردم مدارا کند، و امام خصلتش از امام آن است که در ضررهای بدنی و مالی صبر و استقامت داشته باشد. «قال الرضا (ع) لایکون المؤمن مؤمناً حتّی یکونَ فیه ثلاث خصالٍ: سنةٌ من ربه و سنة من نبیه و سنة من ولیّه، فاما السّنةُ من ربه فکتمان السر و اما السنة من نبیه فمداراة الناس و اما السنة من ولیّه فالصبر فی الباساء والضراء» تحف العقول: ص ۴۴۲.

 احسان

10- مردی به محضر حضرت رضا (ع) آمد و گفت: به اندازه مروت خویش به من احسان کن، فرمود: نمی توانم (زیرا مروت امام خارج از حد بود). گفت: پس بقدر مروت من احسان کن، امام فرمود: آری، بعد به غلامش فرمود: دویست دینار به او بده.

امام در روز عرفه در خراسان همه مالش (شاید نقدینه باشد) را احسان کرد و به اهل نیاز تقسیم فرمود. فضل بن سهل گفت: این غرامت و اسراف است. فرمود: نه، بلکه غنیمت است، آنچه را که در آن پاداش و کرامت هست، غرامت مشمار.۱۳

علی بن موسی عالم آل محمد

11- موسی بن جعفر صلوات الله علیه به پسرانش می فرمود: برادرتان علی بن موسی عالم آل محمد است، از او از دینتان بپرسید، آنچه می گوید حفظ کنید، من ازپدرم امام صادق (ع) دفعات شنیدم می گفت: عالم آل محمد در صلب تو است ای کاش او را درک می کردم، او همنام امیرالمؤمنین علی است. .۱۴ امام صادق صلوات الله علیه در ۲۵ شوال ۸۳ هجری از دنیا رفت، امام رضا (ع) بعد از ۱۶ روز در ۱۱ ذوالقعده همان سال به دنیا آمد.

 تواضع

12- مردی از اهل بلغ گوید: در سفر خراسان در خدمت امام رضا (ع) بودم .روزی طعام خواست، همه خدمتکاران از سیاهان و دیگران را کنار سفره جمع کرد، گفتم: فدایت شوم ،بهتر آن است که آنها در خوان دیگری بخورند. فرمود: آرام باش پروردگار همه یکی است، مادرمان حوا و پدرمان آدم یکی است، مجازات بسته به اعمال است «فقال: مه ان الرّبّ تبارک و تعالی واحد، والام واحدة والاب واحد و الجزاء بالاعمال» ۱۵.

 بنده نوازی

13- امام صلوات الله علیه به غلامانش گفته بود: در وقت طعام خوردن اگر بالای سرتان هم بایستم قبل از تمام کردن طعام برنخیزید، یاسر گوید: گاهی بعضی از ما را صدا می کرد، می گفتند: مشغول طعام خوردنند، می فرمود: پس بگذارید طعامشان را تمام کنند: «قال: ان قمت علی رؤوسکم و انتم تاکلون فلاتقوموا حتی تفرغوا». ۱۶

توحید

14- بزنطی علیه الرحمة نقل می کند: مردی از ماوراء نهر بلخ خدمت امام رضا (ع) آمد و گفت: از شما سؤالی می کنم اگر جواب دادید به امامتان معتقد خواهم بود، حضرت فرمود: از هر چه می خواهی بپرس.

گفت: مرا از خدایت خبر بده، در کجا بوده و چطور بوده و بر چه چیز تکیه کرده بوده است؟ امام (ع) فرمود: «انّ اللّه اَیّنَ الأَینَ بلاأینٍ و کَیّفَ الکْیفَ بلا کیفٍ و کان اعتمادُه علی قدرته» .

یعنی خداوند به وجود آوردنده مکان است بی آنکه مکانی داشته باشد و به وجود آورنده کیفیت است بی آنکه کیفیتی داشته باشد و اعتمادش بر قدرتش بود، (خدا لامکان است، مکان از عوارض جسم است، خدا جسم نیست، کیفیت، مخلوق خداست، لازمه اش محدود بودن است، خدا بی انتها است، خدا بر قدرت خود ایستاده، هستی را از جایی دریافت نکرده است).

آن مرد چون این جواب را شنید برخاست، سر مبارک امام را بوسید و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان علیا وصی رسول الله والقیّمُ بعده بما أَقام به رسول الله و انّکم الائمة الصادقون و انک الخلف بعدهم» ۱۷ ظاهراً آن مرد از فلاسفه بوده و از جواب امام (ع) پی به دانایی و امامت آن حضرت برده است .

● معجزه ای از امام رضا (ع) و مجسم شدن عکسها

صدوق رحمة الله علیه در عیون اخبار الرضا (ع) نقل می کند: در عهد مأمون عباسی که حضرت رضا (ع) ولیعهد بود، باران قطع گردید، مأمون از آن حضرت خواست درباره باران دعا کند، امام فرمود: روز دوشنبه چنین خواهم کرد، رسول خدا (ص) دیشب با امیرالمؤمنین به خواب من آمد و فرمود: روز دوشنبه به صحرا برو و از خدا باران بطلب که خدا بر آنها باران خواهد فرستاد...

امام به صحرا رفت و از خدا باران خواست، باران آمد و احتیاج مردم رفع گردید. ۵ امام جواد صلوات الله علیه فرمود: بعضی از بدخواهان پدرم، به مأمون گفتند: یا امیرالمؤمنین! به خدا پناه که تو شرافت عمیم و افتخار بزرگ خلافت را از خاندان بنی عباس به خاندان علویان منتقل کنی!! بر علیه خود و خانواده ات اقدام کردی. این جادوگر و فرزند جادوگران را آوردی، و او را پس از آن که گمنام بود میان مردم شهرت دادی، آوازه اش را بلند کردی.

دنیا را با این جادو که در وقت دعایش باران آمد، پر کرد. مرا واهمه گرفت که خلافت را ازخاندان عباسی خارج گرداند، حتی وحشت کردم که با سحر خود نعمت شما را زایل نموده و بر مملکت تو شورش بر پا دارد، آیا کسی بر علیه خود چنین جنایتی کرده است؟!!

مأمون گفت: این مرد در پنهانی مردم را به سوی خویش دعوت می کرد، خواستیم او را ولیعهد خود گردانیم تا مردم را به سوی ما دعوت نماید و مردم بدانند که اهل حکومت و خلافت (دنیا دوست) است و آنان که به وی فریفته شده اند بدانند که در ادعای خود از تقوا و فضیلت و زهد صادق نیست! خلافت مال ما است نه مال او، ولی ترسیدیم که اگر او را به حال خود رها کنیم، برای ما از جانب او وضعی پیش بیاید که جلوگیری نتوانیم کرد.

واکنون که کرده خود را کردیم و به خطای خود پی بردیم، مسامحه در کار وی ابداً روا نیست، ولی می خواهیم بتدریج او را در نزد رعیت چنان بنمایانیم که بدانند لیاقت حکومت ندارد، آنوقت ببینیم با چه راهی بلای او را از سر خود می توانیم قطع نماییم.۶

آن مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! مجادله با او را به عهده من بگذارید، تا خود و یارانش را مغلوب نمایم و احترام و عظمت او را پایین آورم، اگر هیبت تو در سینه ام نبود او را سر جای خودش می نشاندم. و بر مردم آشکار می کردم که از لیاقت ولایت عهدی که به او تفویض کرده ای قاصر است .

مأمون گفت: چیزی برای من محبوبتر از این کار نیست که به او اهانت و از قدرتش کاسته گردد، گفت: پس بزرگان مملکت، فرماندهان، قضات، و بهترین فقهاء را جمع نمایید، تا منقصت او را در پیش آنها روشن کنم، تا از مقامی که او را در آن قرار داده ای پایین آید.

مأمون نامبردگان را جمع کرد، و در صدر مجلس نشست و حضرت رضا (ع) را در مقام ولایت عهدی در طرف راست خود نشانید، پس از رسمیت جلسه، آن شخص که از طرف مأمون مطمئن بود، شروع به سخن کرد و گفت: مردم از شما بسیار حکایات نقل می کنند. و در تعریف شما افراط کرده اند، بطوری که اگر خودتان بدانید از آنها بیزاری می کنید، اولین اینها آن است که: شما خدا را درباره باران که عادت باریدن دارد، دعا کردید و باران آمد، مردم آن را به حساب معجزه ای از شما گذاشتند و نتیجه گرفتند که در دنیا نظیر و مانندی ندارد. این امیرالمؤمنین ادام الله ملکه و بقاءه است که با کسی مقایسه نمی شود مگر آن که برتر آید، شما را در محلی قرار داده که می دانید، این پاسداری از حق و انصاف نیست که مجال دهید دروغگویان بر علیه او و بر له شما بدروغ چیزهایی بگویند که تکذیب مقام امیرالمؤمنین است!! و شما را از او بالاتر بدانند؟!!!

امام صلوات الله علیه فرمود: بندگان خدا را مانع نمی شوم ازاین که نعمتهای خدا را درباره من یاد و حکایت کنند، اما این که گفتی: صاحب تو (مأمون) مقام مرا برتر داشت، او مرا قرار نداد مگر در مقامی که پادشاه مصر، یوسف صدیق را در آن قرار داد، حال آن دو را نیز می دانی (یوسف پیامبر بود و او یک پادشاه مشرک).

در این وقت آن مرد بر آشفت و گفت: پسر موسی! از حد خود قدم فراتر گذاشتی، که خداوند بارانی را در وقت معین خود نازل کرد و تو آن را وسیله بلندی مقام خود قراردادی، که به مقام حمله به دیگران بر آیی؟ گویا معجزه ابراهیم خلیل را آورده ای که سرهای پرندگان را در دست گرفت و اعضاء آنها را در کوهها پراکنده نمود و به وقت خواندن، آمدند و بر سرهای خود چسبیدند و شروع به پرواز کردند؟!!!

اگر راستگویی این دو عکس شیر را که در مسند خلیفه هستند زنده کن و بر من مسلط گردان، در این صورت معجزه ای برای تو خواهد بود، اما باران که با دعای تو آمد، تو از دیگران در این کار برتر نیستی.

امام صلوات الله علیه از جسارت آن خبیث برآشفت و به دو عکس شیر فریاد کشید: این فاجر را بگیرید، پاره کنید، از او عینی و اثری نگذارید. در دم آن دو عکس به دو شیر ژیان مبدل شدند، و آن خبیث را گرفته و خرد کردند و خوردند و خونش را که ریخته بود لیسیدند، مردم با حیرت به این منظره نگاه می کردند. آنگاه آن دو شیر محضر حضرت آمده و گفتند: یا ولی الله فی ارضه! دیگر چه فرمانی داری، می خواهی مأمون را نیز مانند او به سزایش برسانیم.

مأمون از شنیدن این سخن بیهوش گردید، امام فرمود: در جای خویش بایستید. بعد فرمود: بر صورت مأمون گلاب پاشیدند، به حال آمد، شیران عرض کردند: می فرمایید او را به رفیقش ملحق سازیم؟ فرمود: نه، خداوند عز و جل را تدبیری است که به سر خواهد برد(اجازه نداده از ولایت تکوینی هر استفاده ای را بکنیم).

گفتند: پس فرمانت چیست؟ فرمود: برگردید به حالت اولی خود، آن دو شیر در دم مبدل به عکس شده و در روی مسند قرار گرفتند.

مأمون گفت: خدا را حمد می کنم که مرا از شر حمیدبن مهران خلاص کرد (آن مرد خبیث)، بعد گفت: یابن رسول الله! خلافت مال جد شما بود، سپس از آن شماست اگر می خواهی آن را به شما تحویل بدهم، امام فرمود: اگر خلافت را می خوستم در عدم قبول آن با تو منازعه نمی کردم و از تو آن را نمی خواستم، زیرا خداوند از اطاعت مخلوقش به من عطا فرموده مانند آن را که با چشم دیدی که چگونه آن دو تصویر به شیر مبدل شدند.

ولی جهال بنی آدم از من طاعت ندارند، آنها هر چند در این کار زیانکار شده اند ولی خدا را در تدبیر آنها مشیتی است، مرا امرفرموده بر تو اعتراضی نکنم و کاری را که کردم بر تو ننمایم، چنان که به یوسف (ع) نیز درباره پادشاه مصر چنان فرمان داده بود...۷

نگارنده گوید: در این کار ابداً شگفتی نیست، آن مانند مبدل شدن عصای موسی به اژدهاست. امام (ع) ولایت تکوینی داشت و خدا او را چنین قدرتی داده بود، چنان که عیسی (ع) نیز نظیر آن را انجام داد. در بعضی نقلها دیده ام که مأمون به آن حضرت گفت: دعا کنید که آن مرد زنده شود، فرمود: اگر عصای موسی جادوها را پس می داد، اینها نیز آن مرد را پس می دادند.

پی نوشتها:
۱ عیون اخبارالرضا: ج ۲ ص ۲۲۵ باب ۵۰.
۲ عیون اخبارالرضا: ج ۲ ص ۲۲۵ باب ۵۰.
۳ علل الشرایع: ج ۲ ص ۲۳۷ باب ۱۷۲.
۴ نیاج بر وزن کتاب روستایی است در بادیه.
۵ عیون اخبارالرضا: ج ۲ ص ۲۱۰ باب ۴۷، بحار ج ۴۹ ص ۳۵.
۶ چون بحکم «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها» هر یک روز در جای ده روز است .
۷ عیون اخبار الرضا: ج ۲ ص ۱۸۴، بحار ج ۴۹ ص ۹۱.
۸ انوار البهیه ص ۱۰۷.
۹ انوار البهیه ص ۱۰۷.
۱۰ وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۴۳۳ و ۴۳۵.
۱۱ وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۴۳۳ و ۴۳۵.
۱۲ وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۴۳۳ و ۴۳۵.
۱۳ بحارالانوار /۱۰۱/ ۱۰۰/ ۴۹.
۱۴ بحارالانوار /۱۰۱/ ۱۰۰/ ۴۹.
۱۵ بحارالانوار /۱۰۱/ ۱۰۰/ ۴۹.
۱۶ فروع کافی: ج ۶ ص ۲۹۸.
۱۷ اصول کافی: ج ۱ ص ۸۸ باب الکون و المکان.

(منبع:    http://www.aftabir.com )







طبقه بندی: نمونه ای سیره فردی از امام رضا(ع)، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

1- برای افزایش حافظه هر روز 7 مثقال كشمش سیاه ناشتا بخورید.

2- برای جلوگیری از درد گوش هر شب هنگام خواب مقداری پنبه در گوش خود قرار دهید.

3- برای جلوگیری از زرد شدن ناخن‌ها و فاسد شدن اطراف ناخن‌ها و شكاف‌دار شدن روی ناخن‌ها هر پنجشنبه ناخن‌های خود را كوتاه كنید.

4- حمام با آب گرم باعث نظافت بدن می‌شود و حمام با آب سرد باعث طراوت و شادابی پوست بدن می‌شود.

توصیه‌های امام رضا(ع) در مورد آداب غذا خوردن

1- هنگامی كه گرسنه هستید غذا بخورید و به محض این كه احساس سیری كردید دست از غذا بكشید.

2- زیاده‌خوری باعث سوء هاضمه می‌شود و این مرض از تلاش برای جهاز هاضمه به وجود می‌آید.

3- زیاده‌خوری باعث چاقی می‌شود و باعث اختلال در كار قلب شده و ایجاد امراض مفصلی مزمن مانند نقرس می‌كند.

4- با شكم سیر حمام نكنید چون باعث قلنج می‌شود.

5- برای جلوگیری از درد معده تا دست از غذا نكشیده‌اید آب ننوشید.


سكسكه

سكسكه حالتی است كه در اثر تحریك عصبی و انقباض پرده دیافراگم ایجاد می‌شود و علت اصلی آن پرخوری، ناجور خوری، غذاهای چرب و نوشیدن آب و مایعات بعد از غذا است ولی گاهی تحریكات مغز بر روی اعصابی كه به معده منتهی می‌شود باعث سكسكه‌های طولانی می‌شود.

یكی از راه‌های درمان سكسكه امساك و پرهیز از غذا و نوشابه به منظور استراحت و كاهش فشار ماهیچه‌های معده است در صورتی كه ادامه یابد، باید علل مغزی و عصبی آن را بررسی كرد.

گاهی با ایجاد یك شوك روانی و انعطاف حواس بیمار سبب توقف می‌شود بدین منظور با گفتن مطلبی باعث یكه خوردن و ترساندن یا شك بیمار شده، در نتیجه سكسكه متوقف می‌شود.

كارهائی كه در رفع سكسكه مفید است

1- خوردن محلول رقیق آبلیمو یا سركه یك استكان.

2- خوردن محلول جوش شیرین نصف استكان.

3- خوردن دم كرده بادیان به منظور كاهش نفخ معده.

4- آشامیدن یك لیوان آب به طور سریع در یك جرعه و بدون تنفس

5- حبس نفس در سینه تا حد ممكن در چند نوبت متوالی.

6- استراحت و آرامش بدن به منظور سكون و عدم تحریك اندام‌های گوارشی.

راه‌های جلوگیری از پیری زودرس پوست

1- جلوگیری كردن از تابش مستقیم نور خورشید به پوست. (از ضد آفتاب استفاده شود)

2- پرهیز از آب و هوای نامساعد. (هوای بسیار سرد یا گرم)

3- كاهش هیجانات و فشارهای عصبی.

4- مصرف ویتامین‌ها و تغذیه مناسب.

5- پرهیز از خشكی پوست .

6- ماساژ دادن پوست صورت.

7- چرب كردن و مرطوب نگه‌داشتن پوست.



ادامه مطلب
طبقه بندی: توصیه های بهداشتی امام رضا(ع)، 
برچسب ها: توصیه های بهداشتی امام رضا(ع)، توصیه ی بهداشتی، توصیه های بهداشتی امام 8، توصیه، بهداشتی، امام و بهداشت، امام رضا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

احادیث زیبا از امام رضا(ع):


1- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

«مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250، ح 38»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: هر مؤمنی كه قبر امام حسین علیه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زیارت كند همانند كسی است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت كرده باشد.


2- كَتَبَ الامام الرّضا - علیه السلام - : أبْلِغْ شیعَتی: إنَّ زِیارَتی تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّة، فَقُلْتُ لاِبی جَعْفَر - علیه السلام - : ألْفُ حَجَّة؟!

قالَ: إی وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّة، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.

«مستدرك الوسائل، ج 10، ص 359، ح 2»

امام رضا- علیه السلام - به یكی از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ. راوی گوید: به امام جواد - علیه السلام - عرض كردم: هزار حجّ برای ثواب زیارت پدرت می باشد؟! فرمود: بلی، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنی یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش می باشد.


3- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاةُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.

«مستدرك الوسائل، ج 3، ص 25، ح 4»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: اوّلین عملی كه از انسان مورد محاسبه و بررسی قرار می گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول می گردد وگرنه مردود خواهد شد.


4- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : لِلصَّلاةِ أرْبَعَةُ آلاف باب.

«تهذیب الأحكام، ج 2، ص 242، ح 957»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: نماز دارای چهار هزار در (جزء و شرط) می باشد.


5- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقی.

«وسائل الشّیعة، ج 4، ص 43، ح 4469»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكاری را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.


6- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.

«وسائل الشّیعة، ج 21، ص 460، ح 27580»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگی به نماز وادار شوند.


7- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : فَرَضَ اللهُ عَلَی النِّساءِ فِی الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.

«وسائل الشّیعة، ج 1، ص 467، ح 1238»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوی آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر فتوای مراجع تقلید مستحبّ می باشد).


8- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیی أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیی أمْرَكُمْ؟

وَ قالَ - علیه السلام - : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.

«بحارالأنوار، ج 2، ص 30، ح 13»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: رحمت خدا بر كسی باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.


9- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْكُمْ شِرارُكُمْ، فَیَدْعُو خِیارُكُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.

«الدّرّة الباهرة، ص 38»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: باید هر یك از شماها امر به معروف و نهی از منكر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرین كنند مستجاب نخواهد شد.


10- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلی مایُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

«بحارالأنوار، ج 91، ص 47، ح 2»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: كسی كه توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش(علیهم السلام)صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.


11- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : الصَّلوةُ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّكْبیرَ.

«أمالی شیخ صدوق ص 68»

امام رضا - علیه السلام - فرمود: فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.


12- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَةَ عَیْن مِنْ حُجَّة لَساخَتْ بِأهْلِها.

«علل الشّرایع، ص 198، ح 21»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: چنانچه زمین لحظه ای خالی از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو می برد.


13- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ - علیه السلام - : الدُّعاءُ.

«بصائرالدّرجات، جزء 6، ص 308»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: بر شما باد به كارگیری سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(علیهم السلام)چیست؟

در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا كردن و از او كمك خواستن می باشد.

14- قال الامام الرّضا - علیه السلام - : صاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَلی عَیالِهِ.

«وسائل الشّیعة، ج 21، ص 540، ح 27807»

امام رضا- علیه السلام - فرمود: هر كه به هر مقداری كه در توانش می باشد، باید برای اهل منزل خود انفاق و خرج كند.




لطفا برای مشاهده به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
طبقه بندی: احادیثی زیبا از امام رضا(ع)، 
برچسب ها: احادیثی زیبا از امام رضا (ع)، احادیث، حدیث امام رضا، حدیث امام 8، حدیث، احادیث امام، قال الامام الرّضا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()

فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام

در بیان فضیلت و كیفیّت زیارت امام الانس والجنّة المدفون بأَرض الغُربَة بَضْعَة سَیّد الوَرى مولانا ابوالحسن علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللهِ علیهِ و على آبائه و اوْلادِه ائمّة الهدى

امّا فضیلت زیارت آن حضرت پس بیشتر از آن است كه احصا شود و ما در اینجا تبرّك مى جوییم به ذكر چند خبر و نقل مى كنیم اكثر آنرا از تحفة الزّائر :


اوّل از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه فرمود زود باشد كه پاره اى از تن من در خراسان مدفون گردد و هیچ مؤ منى زیارت نكند او را مگر آنكه حق تعالى بهشت را از براى او واجب گرداند و بدنش را بر آتش جهنم حرام گرداند و در حدیث معتبر دیگر فرموده كه پاره اى از بدن من در خراسان مدفون خواهد شد هر غمناكى كه او را زیارت كند البتّه حق تعالى غمش را زایل گرداند و هر گناهكارى كه او را زیارت كند البته خدا گناهانش را بیامرزد .

دوم به سند معتبر منقولست كه حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام فرمود كه هركه زیارت كند قبر فرزند من على را او را نزد خداى تعالى ثواب هفتاد حجّ مقبول بوده باشد راوى استبعاد كرد و گفت هفتاد حجّ مقبول حضرت فرمود كه بلى هفتاد هزار حجّ گفت هفتاد هزار حجّ فرمود كه چه بسیار حجّى باشد كه مقبول نباشد هركه آن حضرت را زیارت كند یا یك شب نزد آن حضرت بماند چنان باشد كه خدا را در عرش زیارت كرده باشد گفت چنانچه خدا را در عرش زیارت كرده باشد فرمود بلى چون روز قیامت مى شود بر عرش الهى چهار كس از پیشینیان و چهار كس از پسینیان خواهند بود امّا پیشینیان پس نوح و ابراهیم و موسى و عیسى علیهم السلام اند و امّا پسینیان پس محمّد و على و حسن و حسین علیهم السلام اند پس ریسمانى مى كشند در پاى عرش پس مى نشیند با ما زیارت كنندگان قبور ائمّه و بدرستى كه زیارت كنندگان قبر فرزندم على درجه ایشان از همه بلندتر و عطایشان از همه بیشتر خواهد بود .

سیّم از حضرت امام رضاعلیه السلام روایت است كه فرمود در خراسان بقعه اى هست كه بر آن زمانى خواهد آمد كه محلّ رفتن و آمدن ملائكه خواهد بود پس پیوسته فوجى از ملائكه از آسمان فرود خواهند آمد و فوجى بالا خواهند رفت تا در صور بدمند پرسیدند یَابن رسول الله كدام بقعه است فرمود كه آن در زمین طوس است و آن والله باغى است از باغهاى بهشت هر كه مرا زیارت كند در آن بقعه چنانست كه رسول خدا صلى الله علیه و آله را زیارت كرده است و بنویسد حق تعالى از براى او به سبب آن زیارت ثواب هزار حجّ پسندیده و هزار عمره مقبوله و من و پدرانم شفیعان او باشیم در روز قیامت .

چهارم به چندین سند صحیح از ابن ابى نصر منقول است كه گفت خواندم نامه امام رضاعلیه السلام را كه نوشته بود كه برسانید به شیعیان من كه زیارت من نزد خدا برابر است با هزار حجّ پس من این حدیث را به خدمت امام محمّد تقى علیه السلام عرض كردم فرمود بلى والله هزار هزار حجّ هست از براى كسى كه آن حضرت را زیارت كند و حقّ او را شناسد .

پنجم به دو سند معتبر منقول است كه حضرت امام رضاعلیه السلام فرمود هركه مرا زیارت كند با این دورى قبر من بیایم به نزد او در سه موطن روز قیامت تا او را خلاصى بخشم از اَهوال آنها در وقتى كه نامه هاى نیكوكاران در دست راست ایشان و نامه هاى بدكاران در دست چپ ایشان پرواز كند و نزد صراط و نزد ترازوى اعمال.

ششم در حدیث معتبر دیگر فرمود كه زود باشد كه كشته شوم به زهر با ظلم و ستم و مدفون شوم در پهلوى هارون الرّشید و بگرداند خدا تربت مرا محلّ تردّد شیعیان و دوستان من پس هركه مرا در این غربت زیارت كند واجب شود براى او كه من او را زیارت كنم در روز قیامت و سوگند مى خورم به خدایى كه محمّد صلى الله علیه و آله را گرامى داشته است به پیغمبرى و برگزیده است او را بر جمیع خلایق كه هر كه از شما شیعیان نزد قبر من دو ركعت نماز كند البته مستحق شود آمرزش گناهان را از خداوند عالمیان در روز قیامت و به حق آن خداوندى كه ما را گرامى داشته است بعد از محمّد صلى الله علیه و آله به امامت و مخصوص گردانیده است ما را به وصیّت آن حضرت سوگند مى خورم كه زیارت كنندگان قبر من گرامى تر از هر گروهى اند بر خدا در روز قیامت و هر مؤ منى كه مرا زیارت كند پس بر روى او قطره اى از باران برسد البتّه حق تعالى جسد او را بر آتش جهنّم حرام گرداند .

هفتم به سند معتبر منقول است كه محمّد بن سلیمان از امام محمّد تقى علیه السلام پرسید كه شخصى حجّ واجب خود را كرده است به عنوان حجّ تمتّع پس به مدینه رفت و زیارت حضرت رسول صلى الله علیه و آله را كرد پس رفت به نجف و زیارت پدرت امیرالمؤ منین علیه السلام را كرد و حقّ او را مى شناخت و مى دانست كه او حجّت خدا است بر خلق او و او درگاه خدا است كه از آن در به خدا باید رسید پس سلام كرد بر آ ن حضرت پس رفت به كربلا و حضرت امام حسین علیه السلام را زیارت كرد پس رفت به بغداد و حضرت امام موسى كاظم علیه السلام را زیارت كرد پس به شهر خود برگشت و در این وقت خدا آنقدر مال به او روزى كرده است كه به حجّ مى تواند رفت كدام بهتر است از براى این مرد كه حجّ واجب خود را كرده است كه برگردد و باز حجّ بكند یا برود به خراسان و پدرت امام رضاعلیه السلام را زیارت كند فرمود كه بلكه برود بر پدرم سلام كند افضل است و باید كه در ماه رجب باشد و در این زمان مكنید كه بر ما و شما از خلیفه خوف تشنیع هست .

هشتم شیخ صدوق در كتاب من لایحضره الفقیه از حضرت امام محمّد تقى علیه السلام روایت كرده كه فرمود در میان دو كوه طوس قطعه اى از زمین است كه از بهشت برداشته شده است هركه داخل شود در آن ایمن خواهد بود در روز قیامت از آتش .

نهم و نیز از آن حضرت روایت كرده كه فرمود من ضامنم از جانب حق تعالى بهشت را از براى هركه زیارت كند قبر پدرم را به طوس در حالى كه عارف به حق آن حضرت باشد .

دهمّ شیخ صدوق در عیون اخبار الرّضا روایت كرده كه مردى از صالحین دید در خواب حضرت رسول صلى الله علیه و آله را عرض كرد به خدمت آن حضرت كه یا رسول الله از فرزندان تو كدامیك را من زیارت كنم فرمود بعضى از فرزندان من زهر خورده آمد نزد من و بعضى كشته شده آمد گفتم كدامیك از آنها را زیارت كنم با پراكنده شدن مشاهد ایشان فرمود زیارت كن آن كسى را كه به تو نزدیكتر است یعنى محلّ تو به قبر او نزدیكتر است و او مدفون است به زمین غربت گفتم یا رسول الله از این فرمایش رضا را قصد كردید فرمود بگو صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ بگو صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ بگو صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ سه مرتبه این را فرمود .

مؤ لّف گوید كه در وسائل و مستدرك ابوابى ذكر شده در استحباب تبرّك به مشهد امام رضاعلیه السلام و مشاهد ائمه علیهم السلام و استحباب اختیار زیارت حضرت رضا بر زیارت امام حسین علیه السلام و بر زیارت هریك از ائمّه علیهم السلام و برحجّ مندوب و عمره مندوبه وچون این كتاب گنجایش تطویل ندارد ما به همین چند خبر كه عشره كامله است اكتفا كردیم .


كیفیّت زیارت حضرت امام رضا علیه السلام

پس بدانكه از براى آن بزرگوار زیارات چندى نقل شده و زیارت مشهور آن حضرت زیارتى است كه در كتب معتبره مذكور است و به شیخ جلیل القدر محمّد بن الحسن بن الولید كه از مشایخ جناب صدوق است منسوب گردانیده اند و از مزار ابن قولویه ره معلوم مى شود كه از ائمّه علیهم السلام مروى بوده باشد و كیفیّت آن موافق كتاب من لایحضره الفقیه چنانست كه چون اراده نمایى زیارت كنى قبر امام رضاعلیه السلام را در طوس پس غسل كن پیش از آنكه از خانه بیرون روى و بگو در وقتى كه غسل مى كنى :

اَللّهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ لى قَلْبى وَاشْرَحْ لى

خدایا پاكم كن و پاك كن دلم را و بگشا

صَدْرى وَاَجْرِ عَلى لِسانى مِدْحَتَكَ وَالثَّنآءَ عَلَیْكَ فَاِنَّهُ لا

سینه ام را و مدح و ثناى خود را بر زبانم جارى كن زیرا كه

قُوَّةَ اِلاّ بِكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لى طَهُورا وَشِفآءً

نیروئى نیست جز بوسیله تو خدایا این غسل را برایم پاك كننده و درمان (دردهایم ) قرار ده

ومى گوئى در وقت بیرون رفتن:

لطفا برای مشاهده به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید



ادامه مطلب
طبقه بندی: فضیلت زیارت امام رضا (ع)، 
برچسب ها: فضیلت زیارت امام رضا (ع)، زیارت امام رضا، زیارت امام8، زیارت، زیارتنامه امام رضا، زیتارت نامه با معنی، امام رضا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط امیررضا امیری نژاد | نظرات ()
یادمانهای هجرت:

بی شك هجرت حضرت رضا (ع)از مكه و یا به نقلی درست تر از مدینه آغاز، و به مرو پایان یافته است. اما در این میان، آنچه منابع جغرافیایی و تاریخی از جزئیات خط سیر حضرت به دست می دهند، گوناگون و گاه متناقض است. برخی منابع معتقدند حضرت هجرت خود را از مدینه آغاز و با گذر از نباج، بصره، اهواز، فارس (بهبهان، اصطخر و ابرقو)، یزد (فراشاه، خرانق و رباط پشت بادام) و سرانجام خراسان (نیشابور، ده سرخ، توس و سرخس) به مرو رسیده اند. برخی دیگر از منابع، از گذر حضرت از شهرهایی مثل كوفه و بغداد، یا شوشتر و دزفول، و یا نائین و قم و دامغان نیز یاد كرده‌اند. شاید از دیدگاه جغرافیای طبیعی، اجتماعی، سیاسی، و مذهبی همان مسیر نخست درست تر باشد، چرا كه شهرهایی همچون كوفه، بغداد و قم از حساسیت ویژه‌ای برخوردار بوده اند. كوفه مركز تجمع شیعیان و پایگاه علویان و همواره شاهد قیامها و نهضتهای آنان برضد حاكمان بنی‌امیه و بنی‌عباس بوده است. بغداد زیر نظر عباسیان متعصب و مخالفان سیاسی مأمون اداره می شد و در كشمكش های سیاسی و خانوادگی میان مأمون و برادرش امین كانونی برای توطئه علیه مأمون بود. قم نیز از معدود شهرهای ایران بود كه تمایلات شیعی داشت و محبت به خاندان علی (ع) در آن موج می زد. عبور دادن حضرت از این سه شهر با اهداف مأمون سازگاری نداشت. شهرهای شوشتر، دزفول و نائین و ... هم گرچه یادمانهایی از هجرت را در درون خود دارند، ولی ضمن این كه عبور حضرت از این شهرها  با ادله و منابع متقن و محكم دیگری در تضاد است، پاره‌ای از آنها غیر واقعی و تنها براساس رؤیا و یا خواب نما شدن است.
در هر صورت، در مسیر از مدینه تا اهواز، از منزلگاه، توقفگاه  و نظرگاه در منابع هیچ اثری نیست، بلكه یادمانهایی كه از آنها اثر و نامی باقی مانده مربوط به آن بخش از عبور حضرت است كه در ایران بوده است؛ یعنی از اهواز تا خراسان كه ضمن تقسیم این یادمانها به دو بخش معتبر و مشهور، شرح هریك در پی می آید.

از بصره تا فارس

پل اربق (اربك) در اهواز
حضرت رضا (ع) هنگام خروج از اهواز نزدیك پل اربق توقفی داشتند. در این توقف، جعفربن محمد نوفلی از ایشان دربارة اعتقاد واقفیه بر زنده بودن پدر بزرگوارش پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: دروغ گفتند، خدایشان لعنت كند. اگر پدرم زنده بود، میراثش قسمت نمی‌شد و زنانش نكاح نمی‌شدند. قسم به خدا، پدرم مرگ را چشید، چنان كه علی بن ابی‌طالب چشید. سپس حضرت در این گفت و گو از مرگ و قبر خود در توس خبر داد و فرمود: قبر من و هارون چنین است و دو انگشت خود را به هم چسبانید.1

مسجد علی بن موسی الرضا (ع) پل شوشتر
از حموی در معجم البلدان و بغدادی در مراصدالاطلاع و مقدسی در احسن التقاسیم نقل شده كه بر رود شوشتر در اهواز پلی بسته‌اند و بر روی این پل شادروانِ محكمی از سنگ ساخته شده است، كه آب را به قاعده به چند بخش تقسیم می‌كند. روبروی شادروان مسجد علی بن موسی‌الرضا (ع) است كه در موقع سفر حضرت از مدینه به خراسان ساخته شد. امروزه در شمال غرب شهر شوشتر، بقایایی از این پل مانده است. این پل را پل شادروان شوشتر، (پل شادروان شاپوری و یا شادروان قیصری) می‌نامند. بنای شادروان را به دوران قبل از اسلام در زمان شاهپور اول نسبت می‌دهند.2

بقعه امام رضا (ع) در شوشتر
در آثار تاریخی شوشتر، در منطقه "دش زورك" كه آبادی بزرگی است، در منتهی الیه بلوك عقیلی و نزدیك رودخانه‌ای كه به كارون می‌ریزد، چند بقعه وجود دارد كه یكی از آنها بقعة امام رضا (ع) است.3

بقعه امام ضامن
این بقعه در منطقة كُنارستان در شوشتر نزدیك بنة حاج سلطان قرار دارد.4

قدمگاه حضرت رضا (ع) در دزفول
در جنوب آبادی كهنك بقعة كوچكی از آجر با گنبدی گلابی شكل وجود دارد كه قدمگاه امام رضا (ع) نامیده می‌شود. این بقعه در میان قبرستانی واقع است و اراضی زراعتی و درختان كُنار اطراف آن را قرار گرفته‌اند.5

بقعه شاخراسون (شاه خراسان) در دزفول
در برخی منابع كه از بقاع باقی و آباد یاد می‌كنند، از بقعه شاه خراسان در دزفول نام می‌برند. این بقعه بنایی ساده با آجرهای نسبتاً كهنه مدخلی رو به شمال دارد. ایوانی دارد با طاقی مربع شكل با پایه‌های آجری و سقفی آجری و مدوّر كه بر روی هشت گوشواره بنا شده و بر بالای سقف گنبد كلاه درویش هشت ترك ساخته‌اند.6

بقعه شاخراسون (شاه خراسان) در شوشتر
در كنار رود كارون و در نزدیكی پل متحرك، بقعه شاه خراسان واقع است. اتاق بقعه 5×5 و سقف آن آجركاری جناقی است با لچكیها و نیم لچكی های زیبا. صورت قبری در ضلع بالایی اتاق قرار دارد و به صورت افقی محراب بنا را قطع می‌كند.7

بقعه امام رضا دیمی
در جنوب شهر شوشتر، پس از خرابه‌های حصار شهر، در پشت بقعه امامزاده عبدالله كمی دورتر از پلهای شاه علی و لشكر، بقعة امام رضا دیمی واقع است. این بقعه یك اتاق كوچك است به ابعاد 8 × 10 كه در سمت جنوب آن آثار محراب كوچكی با گچبری سبك صفوی یا اوایل قاجار باقی مانده است. مردم معتقدند حضرت رضا (ع) برای مسافرت از شوشتر عبور كرده و در این محل توقف كرده است. "دِیْم" به لفظ شوشتری جای بی‌آب را گویند.8

بقعه دیگر امام رضا دیمی
این بقعه خارج شهر شوشتر و تقریباً مشرف به رودخانه شطیط است. بنای این بقعه و نیز در ورودی آن به سمت شمال است. حیاطی نسبتاً وسیع دارد. دیوارهای آن گچی و گنبد بقعه شلجمی و گچ اندود است. احتمالا‌ً هدف از ساخت بنا، یادگار حضور حضرت رضا (ع) در این مكان بوده است.9

بقعه سوم امام رضا دیمی
این سومین بقعه با این نام در خوزستان است. این بقعه در ضلع شرقی شهر دزفول و در كنار كوره‌های آجرپزی در محله جمشیدآباد قرار دارد.10



از فارس تا یزد
مسجد حضرت رضا (ع) در ارجان (بهبهان)

حدود یك فرسخی شهر نورآباد بهبهان شهر قدیم ارجان قرار داشت و یونانیها آن را اكران می‌گفتند. اسكندر وقتی از خوزستان به سمت فارس می‌رفت از اكران عبور كرد. در خرابه‌ها و بقایای شهر قدیمی ارجان مسجدی وجود دارد و معروف است حضرت رضا (ع) در این مسجد نماز گزارده است. صاحب مطلع الشمس نیز ضمن بر شمردن مسیر حركت حضرت رضا (ع) به وجود چنین مسجدی در زمان خود اشاره می‌كند.11

قدمگاه حضرت رضا (ع) در ابرقوه
ابرقوه یا ابركوه یكی از توابع و نواحی شهر قدیمی اصطخر بوده است. در كنار این شهر مسجدی است معروف به مسجد بیرون دارای حیاط و ایوان و گرمخانه. بر پیشانی سردر ورودی مسجد كتیبه‌ای از كاشی معرق نصب شده كه به دلیل ریختگی اطلاعات مبهمی از عبور یا توقف حضرت رضا (ع) به دست می‌دهد.12



از یزد تا خراسان
قدمگاه فراشاه (فراشه)

این قدمگاه در مركز فراشاه و در مجموعه بنایی بر كنار جاده تفت به ده شیر قرار دارد. مردم آن را قدمگاه حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) می‌دانند. این بنا، بنا بر سنگ نوشته‌ای كه در محراب آن نصب است توسط گرشاسب بن علی (513-488) از امرای كاكویه دیلمی در سال 512 هجری ساخته شده و در آن زمان به مسجد مشهد علی بن موسی الرضا (ع) شهرت داشته است.13

قدمگاه خرانق (مشهدك)
خرانق در شصت كیلومتری یزد واقع است و مشهدك كه مقام نزول حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است در كنار قبرستان خرانق قرار دارد و از آن تنها بقعه گِلی كوچك و ویرانه‌ای كه یك طاق گنبدی شكل دارد بر جای مانده است. مردم این منطقه مشهدك را محل عبادت و نماز حضرت رضا (ع) می‌دانند و به همین دلیل آن مكان را محترم و مقدس می‌شمارند. در این بقعه سنگ خاكستری رنگی بر دیوار سمت قبله به جای محراب نصب است كه به خط نسخ عباراتی به تاریخ 595 هجری بر آن حك شده و اطلاعات مهمی از عبور حضرت رضا (ع) در اختیار می‌گذارد.14

درخت موم روضا
بین نائین و بافْران، پنج كیلومتر دورتر از نائین، درختی وجود دارد كه مورد توجه اهالی است. این درخت را به زبان محلی "سیس" یا "موم روضا" می‌نامند. در بیست و یكم ماه رمضان، و نیز در روز عاشورا در آن جا جمع می‌شوند و آش می‌پزند و پارچه به درخت می‌بندند و برگ درخت را برای تبرك به خانه‌های خود می‌برند. آنها معتقدند حضرت رضا (ع) در زیر آن درخت غذا میل كرده و وضو ساخته است.15

قدمگاه مسجد قدیمان

این مسجد از كهنترین مساجد جامع و معروف نائین است و قبل از ظهور اسلام در ایران آتشكده بوده است. قدمگاه حضرت رضا (ع) در ضلع جنوب شرقی مسجد به شكل مثلث است. یك متر از زمین ارتفاع دارد و اطراف آن را نرده چوبی نصب كرده‌اند. نقش پایی بر روی سنگ به چشم می‌خورد كه یادگاری از ورود و توقف آن حضرت در این مكان است.16
لطفا برای مشاهده به ادامه ی مطلب بفرمایید



ادامه مطلب
طبقه بندی: یادمانهای هجرت امام رضا (ع)، 
برچسب ها: یادمانهای هجرت امام رضا (ع)، یادمانها، یادمانهای امام 8، هجرت امام، هجرت امام رضا (ع)، امام رضا، هجرت و یادها،
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز